بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه هنر و پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران

بسم الله الرحمن الرحیم
شیرینی اولین روزهای سال نو، در کاممان به تلخی بدل گشت؛ آنجا که مصاحبه ای از سینماگر جنجالی کشورمان با روزنامه صهیونیستی هاآرتص در رسانه ها منعکس شد. این تلخی بیش از اینکه ناشی از حرفهای عجیب و سطحی آن مصاحبه باشد، به دلیل تناقضها، دروغها و مهمتر از همه نفاقیست که با این اتفاق بار دیگر جلوه گر شد.
آقای فرهادی! حرف عجیب شما مبنی بر عدم اطلاعتان از هویت خبرنگار اسرائیلی را میپذیریم؛ اما آن چیزی که در مصاحبه گفته شد، توهینی آشکار به ارزشهای استکبارستیزانه ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران بود. ملتی که بارها خود را نماینده آنها معرفی کردید و نظامی که از طریق دولت آن توانستید در مراسم اسکار حضور پیدا کرده و برای خود اعتباری کسب کنید. آن روز که اقاى ترامپ علیه ایران و ملت ایران اعلام دشمنى کرد، ایرانیها را تروریست خواند و ورود ایرانیان را به کشورش ممنوع کرد، اسکار آنقدر مهم بود که شما نمایندگانى فرستادید براى دریافت جایزهتان و قرائت پیامتان، آن وقت نوبت شماست که حرفتان را به گوش جهانیان برسانید:
“افتخار بزرگیست که برای دومین بار این جایزه با ارزش را دریافت میکنم…” و حال وقت آن است کمى هم ابراز همدردى کنید و مدافع حقوق بشر و دموکراسى باشید: ” تقسیمبندی جهان به ما و دشمنان ما توسط سیاستمداران افراطی، باعث ترس میشود، ترسی که توجیهیست دروغین برای خشونتها و جنگها. جنگهایی که مانع بزرگی بودهاند برای رسیدن به دموکراسی و رعایت حقوق بشر در کشورهایی که مورد تهاجم واقع شده اند…”
حال جناب فرهادى! کدامشان را باور کنیم؟ افتخار بزرگتان براى دریافت آن آدمك طلایى شمشیر به دست را یا اعلام بیزارى از خشونت و حمایتتان از حقوق بشر؟ در حالى که آن جایزه را از دستانى آغشته به خون هزاران بىگناه دریافت نمودید؛ کسانى که ملت ایران را تروریست میخوانند و براى نابودى اش نه از کشتن مسافران هواپیما ابایى دارد، نه از کشتن دانشمندان، نه از تحریم و محاصره اقتصادی. کسانی که برای منافع خود به هر کشور مظلومی که بتوانند لشکرکشی میکنند و ام الفساد عصر ما لقب دارند. خاطرتان هست که این دستان همان دستانى هستند که به فیلم «آرگو»جایزه دادند؟ دیدید آنها که سر بریده کودک سوری را در دست داشتند درست روی همان سکویی ایستادند که نمایندگان شما ایستادند و جایزه گرفتند؟ شاید این بار هم چشمانتان را بسته بودید و خون هاى چکیده برروى جایزتان را ندیده اید. این خون ها آنقدر تازه و عیان هستند که مارلون براندوى آمریکایى هم آن هارا دید و حاضر نشد آن جایزه را لمس کند.
خاطرمان هست که در سال ۹۳ در زمان کشتار مردم بیگناه غزه به دست صهیونیستها، کمپینی با عنوان «کشتن همنوعان خود را متوقف کنید» به راه انداختید. شما بارها از تریبونهای مختلف اظهار نظرهایی داشتید که برایتان شهرت و ظاهری انسان دوستانه دست و پا کرده است.
آقای کارگردان گویا در جهانبینی شما هم میشود با کشتن همنوع مخالف بود، هم درباره بهبود رابطه با رژیمی صحبت کرد که با آدمکشی، پا به جغرافیای خودساخته جهان نهاده است! هم میشود ژست انسان دوستانه گرفت، هم نسبت به انتشار این مصاحبه و اکران دو فیلم «فروشنده» و «جدایی» در سرزمینهای اشغالی سکوت کرد. عجیب است که در جهانبینی شما میتوان این چنین به آدم کشها اعتبار داد و در عین حال کمپین ضد آدمکشی به راه انداخت!
آقای فرهادی از کدام «اشتراکات انسانی» سخن میگویید؟ هویت انسانیتان چیست؟ از کدام مردم هستید؟ مردمی که در اراضی اشغالی سکنی گزیدهاند، در هر سطح و جایگاهی متحدانه از جنایات رژیمشان حمایت کرده و میکنند؛ حال شما با مردمانی که اصلا نفس حضورشان در منطقه ظالمانه است و حکم حمایت از آن رژیم را دارد طرح دوستی میریزید؟ این است معنای اشتراکات انسانی؟
از کدام مسلك هستید که در مرامتان میشود از کشورهای حامی تروریسم پول گرفت و فیلم ساخت و سپس پشت تریبونها، شعار صلح طلبی داد و از تندروها اعلام برائت کرد!
چشم باز کنید و ببینید که تنها معارض حقیقی صهیونیستهای آدمکش در تمامی این سالها، انقلاب اسلامی ایران و مردم آزاده و انقلابی ایران و جهان بوده اند؛ همان هایی که احتمالاً در جهانبینی پر تناقض شما تندرو خطاب میشوند!
ظلم و آدمکشی در جهان، با فیلمهای اسکاری و شعارهای شما پایان نخواهد یافت! چون رفتار ما از تفکرات و فیلمهایمان منفك نیست. کشتن همنوعان را نمیتوانید متوقف کنید چون با جیبها و دستهای آلوده نمیتوان آلودگی را از جهان پاک کرد.
آقای فرهادی با چنین احوال پریشانی نه صلاحیت مبارزه با ظالم را دارید و نه حق معرفی خود به عنوان نماینده مردم!
آری! شما استاد بازى در زمین آدمکشها هستید، آن هم با چشمان بسته. چشمانتان را که باز کنید خواهید دید در میدان گلادیاتورها ایستاده اید و اربابان قدرت در لوژ ویژهشان نشستهاند و با لبخند از بازى شما لذت مىبرند و تماشاچیانى که برایتان کف میزنند و هرچه بیشتر شما را تشویق مىکنند تا ادامه دهید. به راستى داور چه کسى را برنده ى این بازى اعلام میکند؟ و چه کسی قربانی خواهد بود؟
رسم بزرگان عالم بر مدار بازیچه ی دنیا نمیچرخد! که آنها مرگ را بر ذلت ترجیح میدهند چه برسد به آن آدمك طلائی شمشیر به دست که سالهاست بر ظلمها و خشونتها و تکبر صاحبانش سکوت کرده و شمشیر در غلاف نگه داشته است؛ آقای فرهادی شما هم مانند آن تندیس سکوت نکنید.
و العاقبه للمتقین